این روزها چندین ساعت را پشت این میز نشسته ام و بین مطالب این وبلاگ چرخیده ام تا برای نوشتنِ دوباره در تنهاییِ این روزها، از این وبلاگ اجازه بگیرم. هر مطلب را چندین بار خوانده ام. من دیگر این کسی نیستم که اینجا مینوشت. من دیگر در میان این واژه ها پیدا نمی شوم. همه چیز عوض شده. از همه مهمتر "من"...
دل به دریا میزنم و روی ارسال مطلب جدید کلیک میکنم... نمیدانم قرار است چه بنویسم. نمیدانم دلم میخواهد کسی مرا بخواند یا نه. اما بعد از هشت سال ... سلام آرورای خوشرنگ زیبا ... هرچند زیاد نمیشناسمت ولی هنوز از زیر این آوار ، کمی از نورهای رنگی ات پیداست، شاید بتوانیم با هم پیدایش کنیم ...
- •✿ آرورا ✿•
- پنجشنبه ۲۶ دی ۰۴
- ۱۷:۱۸