+ از این روزهای خودم میترسم، هرچند که همه تلاشم را برای نشنیدن می‌کنم اما خبرها گاهی بی اختیار خودم به گوشم می‌رسد، خبرهایی که برای شخصیت من نیاز به ساعت‌ها اشک ریختن دارد، اما سریع از آن عبور می‌کنم، این همه رنج و بغض را کجای وجودم جا می‌دهد این مغزی که روی اتوپایلوت و مکانیزم دفاعی انکار رفته... 

 

+ امروز اتفاقی یکی از کامنت هایی که چند سال قبل در وبلاگی نوشته بودم را دیدم، اگر اسم نویسنده مشخص نبود، هرگز متوجه نمی‌شدم که این کامنت را من نوشته ام، بعد با اعتماد بنفس جلوی مشاور می‌نشینم و تفکرات امروزم را به بازه کودکی تا امروز تعمیم می‌دهم و نتیجه گیری می‌کنم... 

 

+ نمایشگاه اسباب بازی ... رفتنش اشتباه محض بود ، سختی رفت و آمد و تحمل شلوغی و خرید با سی درصد بالای قیمت دیجی کالا ... آن هم خریدهای هیجانی ، بگذریم، اشتباه هم جزئی از زندگی‌ست.