به او گفتم عاشق تو شدن از اولش هم اشتباه بود. باید از تو دور شد. باید عاشق کسی شد که قد و قواره اش به دوست داشته شدن بخورد.

 

دور شدم از او

 

 پر کشیدم از او ... 

 

رفتم 

 

رفتم 

 

رفتم 

 

دور تا دور دنیا را پرسه زدم 

 

به دنبال کسی که عاشقش شوم 

 

که قد و قواره اش به دوست داشته شدن بخورد 

 

در اوج ناامیدی روی ابرها نشستم

 

باران شدم و باریدم 

 

جاری شدم در جوی‌های خشک شده 

 

جان دادم به درختان تکیده 

 

به همه جا رنگ پاشیدم 

 

چشم که باز کردم دنیا قد کشیده بود و هم قد و قواره‌ی تو شده بود 

 

و من عاشقش شده بودم ...