مدرسهای که هفت سال در آن درس خواندم، بهترین مدرسه شهر بود، و بچههایش بهترین رتبه های کنکور و المپیاد و... بودند و احتمالا ضریب هوشی نسبتا خوبی در مقایسه با دیگران داشتند، مجموع رشتههای ریاضی و تجربی در هر پایه شصت نفر بود که در پایهی تحصیلی ما از این شصت نفر -تا جایی که من یادم هست- تقریبا چهار پنج نفر چادری و محجبه بودند، دو نفر از آن پنج نفر در دانشگاه کشف حجاب کردند، به قول یکی از بیانی ها، واقعا کشف ها ! ماندیم سه نفر ... سال ۹۸ ، اکثر دوستان دبیرستان، و سال ۴۰۱ باقیماندهشان را به خاطر مسائل آن سالها از دست دادیم. البته این فعل زیاد مناسب نیست، چون دوست اگر دوست باشد، آن هم دوستی که نان و نمکت را خورده باشد، اینطوری نمیگذارد برود، پس احتمالا نبوده اند که از دست بروند. نه اینکه بحثی کرده باشیم، یا به هم توهینی ... دیدن استوریها در حمایت از نظام همان و حذف کردن دوطرفه همان ... خیلی غمگین شدم، از بعضیهایشان واقعا توقع نداشتم. بعد از اغتشاشات دی ماه، اینستاگرام را که مدتها بود حذفش کرده بودم، به دلایلی دوباره نصب کردم ، دیدم یکی از همکلاسیهای دبیرستان درخواست دنبال کردن داده، این مدت هیچ اطلاعی از او نداشتم و وقتی عکس پروفایلش را دیدم خندهام گرفت از اینکه الان چه وقت آمدن تو بود :)) با قصدی که من برای نصب اینستاگرام داشتم، مطمئن بودم رفتنش خیلی نزدیک است. خلاصه که بعد از اولین استوری پیام داد با حالت دعوا ، گفتم بهتر است اولین مکالمهمان بعد از سالها بحث سیاسی نباشد ، بعد از رد و بدل شدن یکی دو جمله ، او هم رفت دنبال همان قبلیها، میگفت کشته ها پنجاه هزار نفر بودند، این جمله اش آنقدر ناامیدم کرد که امیدی برای حرف زدن نداشتم، سخن را کوتاه کردم و گفتم زاویه دیدمان فرق دارد، و تمام ... راستی مگر اینها باهوشهای شهر نبودند؟! اینها هم ایران اینترنشنال منبع اطلاعاتشان است؟! منصوره مصطفی زاده راست میگفت، ما فکر میکردیم مغزهایمان فرار کرده اند، گویا از این خبرها نبوده ...
اما اینبار اصلا غمگین نشدم، خوشحالم که هر روز دوستان جدیدی ، متناسب با آنچه که فکر میکنم پیدا میکنم، نه متناسب با محل و شرایط تحصیل و ...
+ ماه رمضانتون مبارک همسایه های محترم بیان ، التماس دعا
++ این پست رو هم ببینید قشنگه :) (تلگرامه)