چه حس خوبی بود پیدا کردن این اهنگ روی هاردم ...
مگر می شود "خرداد" پلک های سنگینش را باز کند و پرتو چشم هایش را روی دنیا بیاندازد و تو این حوالی نباشی؟ خرداد را بدون تو حتی نمی شود تصور کرد. تو باید باشی تا از همان ثانیه های اول خرداد، صدای قدم هایت توی گوش من بپیچد، آرام آرام قدم برداری و سنگین، درست مثل اینکه جنینی در آستانه گذار را با خود حمل می کنی... تو باید باشی تا لحظه لحظه نفس های پر از تقلای دخترکی را، آمیخته با نفس های تو حس کنم که بی تابانه برای رسیدن از آسانی به سختی انتظار می کشد... آه... کاش حال آن روزهای خودم را به خاطر می آوردم ...
ﮔﺎﻫﯽ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻮﺍﺏ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ...
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ
ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...
ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ
ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ
ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﺍﺭﻡ.
(ناظم حکمت)
4- عاشق و رندم و میخواره به آواز بلند
وین همه منصب از آن حور پریوش دارم
(جناب حافظ )
*عنوان برگرفته از شعری از عمران صلاحی