
کتاب از نشر قطره است و ترجمه گیتی خوشدل و ظاهرا معروف. در قطع کوچک و حدود 60 صفحه...
ابتدای کتاب میخوانیم که :
* ذهن، قدرت برتری است که شکل می بخشد و میسازد، و آدمی ذهن است، و همواره ابزار اندیشه به دست، آنچه را اراده میکند شکل می بخشد، و هزاران شادمانی به بار میآورد، و هزاران اندوه. در خفا میاندیشد، و عیان میگردد: پیرامونش عینک اوست.
و بعدتر مخوانیم :
*هر بذر اندیشه که در ذهن کاشته یا اجازه داده شود که در آن بیفتد و ریشه بگیرد، همجنس خود را تولید میکند - و دیر یا زود - به صورت عمل شکوفا میشود و ثمره اش را به سیمای اوضاع و شرایط به بار میآورد. اندیشههای نیک میوههایی نیکو و اندیشههای پلید میوههایی پلید به بار میآورند.
مطالب کتاب در هفت بخش طبقه بندی شده، اثر اندیشه بر اوضاع و شرایط، اثر اندیشه بر سلامت و تن، اندیشه و قصد، اثر عامل اندیشه در توفیق، رویاها و آرمانها، و آرامش. و به نظر من، نه به عنوان یک منتقد و کارشناس بلکه به عنوان یک خواننده، میتوانست همه مطالب کتاب را در دو صفحه خلاصه کند (تخفیف دادم وگرنه میگفتم در همین دو بندی که اوردم)... البته اگر از حق نگذرم قصدش را داشته که مطالب دیگری مانند شرافت و برکت و ثروت معنوی و غیره را هم توضیح دهد اما انصافا برای من یکی که موفق نبود ( همین الان که در حال نوشتن این مطلب هستم، به صورت ناباورانه ای چندین و چند بار کتاب را ورق میزنم تا شاید بتوانم با آن ارتباط برقرا کنم اما نمی شود که نمی شود ...) . گفتن یک موضوع واحد در سبکهای مختلف و بسط دادنش در حد چندصد جمله برای من بسیار خستهکننده بود و در اواسط کتاب عطایش را به لقایش بخشیدم ... لااقل از آن سبک روانشناسیهای دوستداشتنی من نبود ...
و بعدتر مخوانیم :
*هر بذر اندیشه که در ذهن کاشته یا اجازه داده شود که در آن بیفتد و ریشه بگیرد، همجنس خود را تولید میکند - و دیر یا زود - به صورت عمل شکوفا میشود و ثمره اش را به سیمای اوضاع و شرایط به بار میآورد. اندیشههای نیک میوههایی نیکو و اندیشههای پلید میوههایی پلید به بار میآورند.
مطالب کتاب در هفت بخش طبقه بندی شده، اثر اندیشه بر اوضاع و شرایط، اثر اندیشه بر سلامت و تن، اندیشه و قصد، اثر عامل اندیشه در توفیق، رویاها و آرمانها، و آرامش. و به نظر من، نه به عنوان یک منتقد و کارشناس بلکه به عنوان یک خواننده، میتوانست همه مطالب کتاب را در دو صفحه خلاصه کند (تخفیف دادم وگرنه میگفتم در همین دو بندی که اوردم)... البته اگر از حق نگذرم قصدش را داشته که مطالب دیگری مانند شرافت و برکت و ثروت معنوی و غیره را هم توضیح دهد اما انصافا برای من یکی که موفق نبود ( همین الان که در حال نوشتن این مطلب هستم، به صورت ناباورانه ای چندین و چند بار کتاب را ورق میزنم تا شاید بتوانم با آن ارتباط برقرا کنم اما نمی شود که نمی شود ...) . گفتن یک موضوع واحد در سبکهای مختلف و بسط دادنش در حد چندصد جمله برای من بسیار خستهکننده بود و در اواسط کتاب عطایش را به لقایش بخشیدم ... لااقل از آن سبک روانشناسیهای دوستداشتنی من نبود ...