رفیق...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • •✿ آرورا ✿•
  • دوشنبه ۲۲ آبان ۹۶

Edge Of Tomorrow

https://cdn.empireonline.com/jpg/80/0/0/1000/563/0/north/0/0/0/0/0/t/films/137113/images/7mgKeg18Qml5nJQa56RBZO7dIu0.jpg

در فیلم لبه فردا، مثل چند فیلم علمی تخیلی دیگر، موضوع اصلی، حمله یک سری موجودات عجیب و غریب به زمین است. موجوداتی که هیچ ارتشی در زمین نتوانسته جلوی پیشروی شان را بگیرد. هسته اصلی آن ها موجودی ست به اسم امگا، آلفاها هم جزء رئوس اصلی هستند و بقیه هم ارتش شان را تشکیل می دهند. تام کروز در نقش فردی به نام کیج، نقش اصلی فیلم را بازی می کند. وقتی کیج به خاطر شرایط خاصی به اجبار وارد جنگ با این موجودات می شود، به صورت اتفاقی یکی از آلفاها را می کشد. کشتن این آلفا او را به شبکه اصلی این موجودات متصل می کند، و باعث می شود با هربار مردن کیج، روز از نو شروع شود. اینکه تام کروز را در نقش یک آدم دست و پا چلفتی می دیدم، اتفاق جدیدی بود، خرابکاری هایش با چاشنی طنز در ابتدای فیلم و پخته شدن این شخصیت در طول فیلم، جذاب بود.
به طور کلی به نظرم فیلم خوش ساخت و جالبی بود. :)

مطالبی در مورد این فیلم در سایت های دیگر :

فیلمنامه « لبه فردا » تنها به دنبال بهانه ای برای محیا کردن بستر جنگ میان زمینی ها و بیگانگان نبوده است. در فیلمنامه چند بار بازنویسی شده « لبه فردا » ، ما با قهرمانی مواجه هستیم که برخلاف روند رایج اینگونه آثار، ابداً شبیه یک قهرمان نیست و اتفاقاً بسیار ساده و ترسو معرفی می شود. لیمان به خوبی در معرفی کیج به عنوان بازیگر اصلی فیلم، از اضافه گویی و اغراق در به تصویر کشیدن این شخصیت خودداری کرده و ویژگی های قهرمانانه بیهوده ای را بی جهت به وی تزریق نکرده است. کیج نه از سلاح و فنون جنگی سر در می آورد و نه از قواعد جنگ اطلاعات مفیدی دارد. وی تنها یک قربانی در این مسیر بوده که حالا باید با تمام مشکلات بسازد و از پس آنها برآید. خوشبختانه تماشاگر با توجه به اینکه کیج رفتاری منطقی دارد و فیلم هم او را به یکباره تبدیل به ارتشی یک نفره نمی کند، بسیار راحت و بدون هیچگونه مشکلی با او ارتباط برقرار می کند. از اینجا



  • •✿ آرورا ✿•
  • پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۶

atonement

خطر لو رفتن داستان ... :)

هیچوقت تا این حد به اینکه کسی چقدر میتواند در اشتباهاتِ بچگی هایش گیر بیفتد، فکر نکرده بودم... فیلمی دیدم به اسم "تاوان" که در آن خانواده ای هستند که ظاهرا خدمتکاری داشته اند، پسر خدمتکارشان با هزینه این خانواده به کمبریج می رود و تحصیل می کند. از طرفی به دختر بزرگ این خانواده علاقمند است. (چه جالب که این سر تیتر یکی از رمان های در ذهن نوشته شده ی من بود). در پایان فیلم مشخص می شود که دختر کوچک خانواده هم به این پسر علاقمند بوده است. و من متوجه نشدم که مصیبتی که این دو نفر را دچارش کرد به خاطر فهم اشتباهش از رابطه آن ها و دلسوزی برای خواهرش بود یا به خاطر حسادتش به خواهرش ... از آن فیلم هایی ست که دوبار دیدن می خواهد اما من حس دوباره دیدنش را ندارم ... زیباترین بخش فیلم به نظر من قسمتی بود که روبی دیوانه وار به فکر برگشتن از جنگ بود ... همان شعری* که این روزها زیاد میخوانمش را در ذهنم تداعی کرد.


* زن ها به جنگ نمى روند
 فقط موقع خداحافظى با نگاهشان به مردها مى گویند
زنده بمانید و برگردید
خانه اى براى آرام گرفتن
قلبى براى دوست داشتن
و امیدى براى بزرگ شدن
در انتظار شماست
و همه مردها براى برگشتن به خانه است که مى جنگند
حالا یا با خستگى هایشان یا با دشمن...

"لطیف هلمت"
ترجمه رسول یونان


پ.ن : به دلایلی اصلا دیدنش را به افرادی که خوره فیلم نیستند، توصیه نمیکنم.
پ.ن 2: مثل همه فیلم هایی که معرفی می کند موسیقی بیست و عالی ...
  • •✿ آرورا ✿•
  • چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۶

ربنا لا تحملنا ما لا طاقت لنا به...

از  قید خط و زلف امید نجات هست

 بیچاره عاشقی که شود مبتلای چشم...

  • •✿ آرورا ✿•
  • سه شنبه ۹ آبان ۹۶

تقوا

در کلمات فرزانگان گذشته‌ی ما این مثال تکرار شده است که از کسی پرسیدند «تقوا چیست؟» - بعضیها گفته‌اند روایت است، بعضی میگویند فلان بزرگ گفته است؛ به‌هرحال سخنِ فرزانگان است - در پاسخ گفته است: «آیا هرگز در مسیری که خار زیادی در سطح آن باشد قدم برداشته‌ای!؟»
 
یک وقت شما در جاده‌ی اسفالته راه میروید؛ این یک طور راه رفتن است. یک وقت در راهی قدم برمیدارید که زیر پایتان - این طرف، آن طرف - در همه جا بوته‌های خار است. وقتی در میان خارستانی عبور میکنید، طوری قدم برمیدارید که خار به لباس شما نگیرد و ساق پایتان را آزرده نکند. این تقواست؛ یعنی با دقّت، قدم برداشتن. لذاست که اگر آدم، با تقوا باشد، به ایمان خواهد رسید؛ اگر بیتقوا باشد، به ایمان نمیرسد.

  • •✿ آرورا ✿•
  • شنبه ۶ آبان ۹۶

هفت سامورایی ( 1954 ) - کوروساوا


فیلم در مورد یک روستا است که مورد هجوم راهزنان قرار می گیرد و روستایی ها برای دفاع از خودشان هفت سامورایی را استخدام می کنند. در یک جمله اگر بخواهم فیلم را توصیف کنم، می توانم بگویم: آنقدر جذاب بود که من -با عادت تقسیم کردن فیلم های سینمایی به دو یا سه بخش- سه ساعت و نیم فیلم را یک سره دیدم...
شخصیت پردازی های فیلم عالی است. هر کدام از شخصیت های داستان، افرادی هستند که جذابیت های رفتاری مخصوص به خود را دارند و می توان گفت فیلم با چند نقش اول هم تراز پیش می رود. کارگردانی فیلم با توجه به امکانات اواسط قرن بیستم، بسیار خوب است.  در طول فیلم، همه ژانرهای کمدی، اکشن، درام، تراژدی و ... را می توان دید و لذت برد. توان انتقال مفهوم در برخی جملاتِ کوتاه، یا حتی نگاه های کوتاه، خیره کننده است. در طول  فیلم افت و خیز وجود ندارد و داستان با ریتم ثابت و جذابی پیش می رود و این برای یک فیلم طولانی فوق العاده است.
موسیقی فیلم به خوبی بیننده را با ریتم فیلم همراه می کند و بخش اعظمی از انتقال احساس را انجام می دهد...




موسیقی متن - هفت سامورایی - دریافت

  • •✿ آرورا ✿•
  • دوشنبه ۱ آبان ۹۶

آدم آورد در این ...

پِلَنر گوشی را باز کرده ام و مناسبت ها را نگاه میکنم. میرسم به 30 مِی... نمیدانم چرا از اینکه نوشته فلانی  تولدت مبارک ، غصه ام میگیرد... اشک هایم بی اختیار سرازیر می شوند... نمیدانم چرا... شاید از اینکه تولدم اتفاق تلخی بود. شاید تولد همه ی ما اتفاق تلخی باشد. تالاپ ما را انداخته اند توی دنیا، گفته اند وسط "کَبَد"*ها دست و پا بزن و جیکت درنیاید. قوی باش... آنقدر قوی که غرق نشوی. بعد یک روز می آییم و دستت را میگیریم و میبریمت. میبریمت از این "دیر خراب آباد"به شرطی که غرق نشده باشی... به شرطی که میان "حَمَإٍ مَسْنُونٍ"** مرواریدت را پیدا کرده باشی. امان از این دست و پا زدن در میان رنج ها وقتی تو را از یاد برده باشیم ...

*هر‌ آینه‌ ‌به‌ تحقیق‌ ‌ما آفریدیم‌ انسان‌ ‌را‌، فِی‌ کَبَدٍ: ‌در‌ سختی‌ و رنج‌ (سوره بلد آیه 4)

** وهمانا ما انسان را از گِلى خشک، از گِلى سیاه متغیر و بو گرفته، آفریدیم (آیه 26 سوره حجر)
  • •✿ آرورا ✿•
  • شنبه ۲۱ مرداد ۹۶

ماه درمیاد ...

ماه و گرفتگی و بودن ونبودنش از همان روزها برای ما بی رنگ شد که دور هم کلاسی خوش صدایمان جمع می شدیم، او چشم هایش را می بست و با سوزی که در صدایش داشت برایمان "ماه درمیاد که چی بشه" میخواند ... ما از همان سال ها یاد گرفتیم برای نبودن "تو" هر روز نماز آیات بخوانیم... ما به خسوف خو گرفته ایم ...

 


 
  • •✿ آرورا ✿•
  • دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۶

آخر ای دسته گل، سوسن باغ که شدی؟

بی تو تاریک نشستم

تو چراغِ که شدی ؟



  • •✿ آرورا ✿•
  • يكشنبه ۱۵ مرداد ۹۶

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق ...

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود
بدیدم و مشتاق تر شدم ...
  • •✿ آرورا ✿•
  • چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶
لینک برای بلاگفا : goo.gl/WmjS2m
موضوعات