۱۲ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

زن ها مردها را از دست می دهند، چرا؟



شاید به کرات دیده باشید که دو نفر با عشق رابطه ای رو شروع میکنن و بعد از یه مدت به مشکلات اساسی برمیخورن. توی این کتاب به زبان خیلی ساده ای، اشتباهاتی که ممکنه از جانب خانوم ها انجام بشه رو توضیح میده. هرچند که چون نویسنده ایرانی نیست یه بخش هاییش از لحاظ فرهنگی با خانوم های ایرانی سنخیت نداره اما به نظرم خیلی از مطالبش کاملا صدق میکنه در مورد اکثر روابط. من به شخصه وقتی این کتاب رو میخوندم همش جمله ای که یکی از اقایون فامیل -که با خانومش مشکل داشت- به من گفت تو ذهنم تداعی میشد ؛ "یه دیقه دس از سر من برنمیداره" !! ... به نظرم میتونه دید خیلی خوبی از تفاوتایی که خانوم ها متوجهش نیستن ارائه بده ...

و جالبه که بخش زیادی از مطالبی که توی کتاب آورده شده، هرچند از زبون یه نویسنده غربیه، اما خیلی شبیه حرفای مامان بزرگای خودمونه :) همون چیزایی که قدیما خیلی تو گوش دخترا میخوندن و الان دیگه خیلی کم بهشون عمل میشه.


*برای مطالعه این کتاب به صورت الکترونیکی، نرم افزار فیدیبو رو نصب کنید :)

  • •✿ آرورا ✿•
  • شنبه ۳۱ تیر ۹۶

هی رفیق خیالت راحت، من اینجام...

دلم بهانه گیر شده. باید مراقبش باشم. دستش را میگیرم میبرمش فروشگاه دانشگاه. برایش نوتلا میخرم. خیلی وقت بود که اصرار میکرد نوتلا بخرم و من هربار میگفتم برایمان ضرر دارد رفیق... اما این بار طاقت نداشت بیشتر از این برنجانمش. تازه برایش ماکارونی سبزیجات هم خریدم. از آن رنگی رنگی ها که دوست دارد... نخودفرنگی هم خریدم که با هم سالاد ماکارونی درست کنیم. بهش گفته ام که مثل کوه پشتش هستم. نمیگذارم خم به ابرویش بیاید. باید جواب وفاداری اش را بدهم ... 
  • •✿ آرورا ✿•
  • شنبه ۳۱ تیر ۹۶

نوابغ خدمتگزار وطنی یا دانشمندان پشت ویترینی فرنگی ...

دیروز با یکی از مدیرانِ به نام و  موفقِ کشور جلسه ای داشتم. جدای از اطلاعاتِ عالی و تیپ شخصیتی شان که واقعا مجذوبم کرد، حرفی زدند که از دیروز مرا به فکر فروبرده. راجع به مریم میرزاخانی گفتند. اینکه واقعا این فرد به این اندازه شایسته ی تقدیر و تجلیل بود؟ فردی که با امکانات زیادی در بهترین مدرسه کشور تحصیل کرد، کارشناسی اش را تحت تعلیم بهترین اساتید ریاضی کشور در دانشگاه شریف گذراند، و بعد از ایران رفت و حاصل کارش را به کشوری تقدیم کرد که از علم و دارایی اش در جهت عناد با وطنش استفاده می کند.

متاسفانه شرایط به گونه ای نبود که بتوانم سوالاتی را که در ذهنم میچرخید بپرسم، آنچه که در میراث آلبرتا دیده بودم و در نشت نشا خوانده بودم را باز کنم، نتوانستم بپرسم که چه کرده ایم با میرزاخانی های دیگری که مانده اند. اما از دیروز به این فکر میکنم که اگر مدیر مذکور هم همین فکر را کرده بود و رفته بود الان ما خدمات ملموسی که از سازمان تحت نظرش دریافت می کنیم را نداشتیم. به این فکر میکنم که شاید رفتن، منافع خودمان را تامین کند اما به نسل های آینده ای که کشور را در دست مدیران و بالادستی های بی کفایت خواهند دید، چه جوابی داریم که بدهیم؟



  • •✿ آرورا ✿•
  • پنجشنبه ۲۹ تیر ۹۶

پرنده ای هم اگر بود بی پناه بکش ...

 
 
من و توییم و تماشای میله های قفس     خودت بگو که خودم را کدام ور بکشم
برای آن که بدانی میان ما چه گذشت          غزال مرده به دندان شیر نر بکشم
برای آن که بخوانی چه وحشتی دارم          به دور جنگل مه باغی از تبر بکشم
شریک جرم تو هستم، درخت نیم تنه     مگر تو شاخه رساندی که من ثمر بکشم !



لذت مستی در یک عصر تابستانی با دکلمه ای از احسان افشاری :)

 


دانلود دکلمه

  • •✿ آرورا ✿•
  • پنجشنبه ۲۹ تیر ۹۶

از راه صلاح آیم یا از در رسوایی ...

بعضی وقتها نباید خودمان را گول بزنیم، نباید با خودمان کلنجار برویم تا راستش را نگوییم... بعضی وقت ها باید راستش را گفت، به خودت، به دلت، حتی به همه دنیا، بعضی وقتها باید گفت که چقد منتظری یک لحظه سرش را بلند کند تا چشمت توی چشم هایش بیفتد و دوباره قند توی دلت آب شود ، بعضی وقتها باید گفت که چقدر لذت بخش است اینکه همه تئوری های انتقال جرم  و مومنتوم را مرور کنی تا شاید مطمئن شوی مولکول‌های اکسیژن مشترکی را نفس کشیده اید... بعضی وقت‌ها باید اعتراف کرد که یک روز، یک اتفاق، یک نگاه، همه ایدئولوژی هایت را به هم می ریزد ... بعضی وقت ها باید اعتراف کنی ...

* لیلا میانِ جمعِ همه اعتراف کرد
تنها برای کشتن مجنون رسیده است


  • •✿ آرورا ✿•
  • سه شنبه ۲۷ تیر ۹۶

من معتقدم که عشق حق الناس است ...

جالبه که انقدر آدم ها توی نگاه بقیه و بازخوردایی که ممکنه پیش بیاد فرو میرن، اگه من اینو بنویسم بقیه چی میگن؟ اگه اینو بگم بقیه در موردم چه فکری میکنن؟ برم فلان رشته رو بخونم، چون بقیه بیشتر بهش اهمیت میدن. حتما باید ازدواج کنم چون توی عرف پذیرفته نیست. حتما باید بچه دار شم چون اگه بچه نداشته باشم بقیه فکر میکنن که مشکلی وجود داشته... اگه این لباس رو بپوشم بقیه چی میگن؟؟

راستی این بقیه ها چقدر مهمن؟ تا کجا باید بهشون اهمیت داد؟ تا جایی که حقی از کسی ضایع نشه؟ شاید مشهودترین موردی که این "بقیه" رو در نظر گرفتن توش خیلی به چشم میاد، حجاب باشه. یا مثلا نوشتن مطلبی که ممکنه ذهن کسی رو به بیراهه بکشونه و در نتیجه حقی ازش ضایع بشه.

اونوقت این حدِ حق ضایع شدن رو کی تعیین میکنه؟ ما تا کجا مسئولیم؟ یه روزی به یه نفر گفتم که چرا عکسای این مدلی (نه که مدل بدی باشه، ولی شاید خیلی متناسب با تعریفی که "عرف" از یه بچه مذهبی داره نبود) تو کانالت میذاری؟ خب شاید برای بعضیا اینا مفسده ای داشته باشه، گفت خب کسی که براش مفسده داره توی کانال من عضو نشه...

تا حالا به اینا فکر کردین؟


*عنوان برگرفته از  یک رباعی از "محمد نوروزی فرسنگی"



** چقد خوب بود این روزای بارونی وسط نفس گیری های تابستون ... چقد بوی امید میداد این روزا ... انگار خدا میدونست دیگه چوب خط دل گرفتنای آسمون پر شده ... خدایا شکرت به خاطر دویدن زیر بارون :) خدایا خیلی شکرت :)



  • •✿ آرورا ✿•
  • جمعه ۲۳ تیر ۹۶

چه خوش بی مهربونی از دو سر بی

- لذت بخش تر از بودن با کسی که دوسش داری میدونی چیه؟

+ چیه؟ 

- اینکه بدونی اونی که دوسش داری ، دوست داره. تحت هرررر شرایطی. بی ادا. بی نگرانی . بی دلهره. میدونی که همیشه دوست داره... زندگی کردن توی فراق این ادم لذت بخش تر از زندگی کردن کنار کسیه که میترسی هرلحظه دیگه دوست نداشته باشه...


*چه خوش بی مهربونی از دو سر بی 

  که یک سر مهربونی دردسر بی ...

#باباطاهر

  • •✿ آرورا ✿•
  • سه شنبه ۱۳ تیر ۹۶

ما را که "تو" منظوری...

میدانی، خیلیـ ها  یک عالمه معیار ردیف میـ کنند که وقتی خواستی شریک زندگی ات را انتخاب کنی، حواست به اینـ ها باشد، من اما این معیارها را قبول ندارم، به نظر من طرف مقابل باید "تو" باشد تا بشود دوستش داشت...




*بسته ام در خم گیسوی امید دراز
آن مبادا که کند دست طلب کوتاهم
#حافظِ _ جان


  • •✿ آرورا ✿•
  • دوشنبه ۱۲ تیر ۹۶

یک روز دو دلباخته بودیم من و تو ...


ما
دو پیرهن بودیم
بر یک بند
یکی را
باد
برد

دیگری را
باران
هر روز خیس می کند.


پیشنهاد شنیدنی : کلیک

  • •✿ آرورا ✿•
  • پنجشنبه ۸ تیر ۹۶

فیلم مزخرف کی بودی تو؟؟؟

واااااای باورم نمیشه این فیلم انقد فروخته... وااااای ... وااااای...

یعنی خوشگل نشون دادن مبتذل ترین رفتارا از این بیشتر؟!

یه دونه وای جا مونده 

وااااااای :| 

#پنجاه_کیلو_چرت_و_پرت

  • •✿ آرورا ✿•
  • چهارشنبه ۷ تیر ۹۶
لینک برای بلاگفا : goo.gl/WmjS2m
موضوعات